فانتزیای ذهن من
-
تاریخ: 1395/7/24 ساعت: 11:42
امیرم ؟ همین امروز ظهر بعد اینکه قط کردم گوشیو دراز شدم همینجوری میدونی داشتم ب چی فکر میکردم ؟ داشتم این روز رو تو ذهنم تصور میکردم ک مثلا فردا روز نشان منوتوعه بعد منوتو با هم یا با ماشین شما یا با مال ما دوتایی میریم اندیمشکی دزفولی اهوازی میریم لباس میگیریم انگشتر نشان میگیریم تو راه آهنگایی ک ا...
آرامشمی
-
تاریخ: 1395/7/24 ساعت: 0:01
ای جـــــــ ★ـــــونم اینطوری بـــغلم کنه خابـــش بگـــیره ❤。 موهاشـــو نـــوازش کنــم صورتـــشو نگـــا کنــــم ب عاشـــــ ★ــقیامون فک کنم مــنم اونمـــوقع پـــر میـــشم از حســـ آرامـــــش ♚شــــــــــآه و مــــــلکهــ ♛
خیلی دوستدارم
-
تاریخ: 1395/7/24 ساعت: 0:01
امیر ؟ باهات حرف بزنم ؟ بگم دلم برات تنگ شده ؟ بگم تحمل دوریت داره سخت میشه ؟ بگم دوسدارم الان صداتـــــــــو بشنوم ؟ بگم وقتی باهات حرف میزنم کوه انرژی میشم ؟ بگم وقتی صداتو میشنوم کوه آرامش میشم ؟ ...اگ بگم دلم اینقد تنگ شده ک همش داره میشه اشک ک بیاد تو چشام جمع شه !...امیرم ؟ توام دوسداری ببینیم...
عشقم
-
تاریخ: 1395/7/22 ساعت: 4:12
عشقت ک باشه دنیام آرومه میشه بمونی با این دیوونه alishmas--mehdijahani